تبليغاتX
:: . ::
یکشنبه بیست و ششم آبان 1387

  عشق يکسان ناز درويش وتوانگر می کشد 

                    اين ترازوسنگ وگوهررا برابرمی کشد

انسان موجودي نيست كه در اسفل السافلين تنها و بي كس رها شده باشد. نقشه خلقت براساس طرح و برنامه اي حساب شده آغازوخلقت انسان هم نيزبه دنبال آن براي رسيدن به كمال و تعالي تسهيلاتي در چهارچوب رحمت عام الهي قرارداده شده خداوند ريسمان رحمت خود را آويزان كرده تا چه كسي به آن چنگ بياندازد و چه كسي بخواهد خود را بالا بكشد.

 ما بدان مقصد عالي نخواهيم رسيد            

                                          هم مگر پيش نهد لطف شما گامي چند

انسان در مسير خود پيوسته دو راه پيش روي دارد راه وحدت و راه كثرت .

عالم وحدت : به عالمي اطلاق مي شود كه ادراكي بوده و در آن انسان به درك تن واحده بودن جهان هستي مي رسد. جهاني كه همه اجزاي آن تجليات الهي محسوب شده كه در اين حالت انسان خود را با همه جهان هستي در ارتباط و يگانگي مي بيند.

عالم كثرت :  به عالمي اطلاق مي شود كه درآن انسانها از يكديگر جدا شده اند تا جايي كه دنياي هر انساني تنها محدود به خود اوشده و خارج از خود را به رسميت نمي شناسد. فقط به فكرخويشتن بوده و همه توجه او به حفظ منافع شخصي . زندگي مادي و زميني معطوف مي باشد كه در اين روند به درگيري با خود منجر شده وتضادهاي فردي به اوج مي رسد . در عالم كثرت هيچ دو انساني نمي توانند يكديگر را تحمل كنند.

بهره برداري از رحمت عام الهي مستلزم قرار داشتن در مسير وحدت بوده و تسهيلات و كمك هاي لازم براي آن عده اي است كه اين مسير را انتخاب كرده اند.

كساني كه بخواهند در راه عالم كثرت حركت كرده وخود را مطرح كنند بايد بتوانند كليه مشكلات خويش راخود به تنهايي حل و فصل كرده و انتظار هيچ كمك ماورايي نداشته و تنها متكي به دانش و عقل و توانايي و اراده و.... خود باشند.

جهت  بهره برداري ازشبكه شعور كيهاني نياز به ايجاد اتصال به حلقه هاي متعدد اين هوشمندي مي باشد. كه دو نوع اتصال وجود دارد.

راه فردي : ( ادعوني استجب لكم ) كه در آن شخص به واسطه اشتياق زايد الوصف  خود بدون كمك معلم و راهنمايي  به شبكه شعور كيهاني ( حلقه ) اتصال مي يابد ( كه راهي است بسيار سخت ! راهي كه انبيا و علماي بزرگ با آزمونهايي سخت آنرا پيموده اند)

راه جمعي : ( واعتصموا به حبل الله... ) راهي است كه فرد با كمك يك متصل كننده يا سوئيچر كه قبلا در حلقه قرار گرفته در حلقه وحدت قرار مي گيرد كه دراين حلقه حداقل سه عضو قرار دارد .

برداشت از كتاب انسان از منظري ديگر اثر استاد بزرگوار محمد علي طاهري

انشاالله در پست آينده به قابليت و خواص اين حلقه خواهيم پرداخت

 

  • Author: سعيد جوشقاني
  • Category:
  • Post time: 0:22
  • Comments:
شنبه یازدهم آبان 1387

  

از رازآلودترين مفاهيمي كه درعين سادگي و بنابر اعتقاد فيلسوفان اسلامي در عين بداهت همواره ذهن بشر را به خود مشغول و معطوف ساخته همين وجود و عدم وجود و به تعبير ديگر مفهوم شبكه وجود است. ( استادمحمدعلي طاهري از كتاب عرفان كيهاني)

سالها دل طلب جام جم از ما مي كرد      آنچه خود داشت زبيگانه تمنا مي كرد

ازكودكي هميشه بدنبال بررسي علتها و پيدا كردن روشهايي براي تفسير آن بودم در تمام دوران دانش آموزي درسها را به اختيار خود اهم و في الاهم كردم به رياضي ابزاري براي درك وقياس و اندازه گيري وفهم . وبه فيزيك و مكانيك علم حركت. والكترونيك وكامپيوتر ابزارهايی براي فرآيند فهم عشق مي ورزم . اما هميشه برايم اين سوال بود. كه انسان براي توضيح پديده ها اين علوم را از كجا آورده؟ آيا پديد آمده ها و علوم ساخته فكر و انديشه بشر است ؟ يا ابر معلمي هوشمند آنرا براي انسان خوانده و مي خواند؟ وقتي سيلكون ذره اي بي ارزش و فراوان در زير پاهايمان مي تواند با خالص سازي به پردازنده اي با هوش و رقيبي جدي به الگو وهمتاي هوشمند خود يعني انسان برسد. وقتي ميلياردها الكترون در يك ميله فلزي مانند مس با قرار گرفتن درفلو وجريان مغناطيسي مي توانند نيروي عظيمي به مانند برق بوجود آوردند بدون آنكه دانه اي از آن درميله كم وزياد شوند . با آگاهي از همه قوانين و فرمولهاي پيچيده آن برايم اثبات و حتي آنها را تدريس كرده ام . اما سوالهايم هنوز باقي مانده بود . چرا كه هر علتي را كه فيزيك تعريفي براي آن ندارد متا فيزيك مي خوانند. با فيزيك كوانتوم آشنا شدم. تحول عظيمي كه درعصر مارخ داده است و به كار فيزيك كلاسيك خاتمه داد وبه پديده ها با نگاه قياس و اندازه گيري و تفسير جديد پرداخت بطور مثال اين علم اثبات مي كند كه حتي كوچكترين ذره ماده كه دارای جرم و جاذبه بوده هم موج است. و اين يعني دنياي ما دنياي موجها با فركانسها وشكلهاي متفاوت است. و بدان معناست كه بدن ما هم موج است وبه غوطه وری و شناوری به کشيدگی و اندازه تمام كائنات مواج هستند و در ارتعاش دنيايي موج در موج ! و تحت تاثير نيروهايي هوشمند با حوزه هاي جرياني متفاوت كه همه آنها از يك منبع سرچشمه مي گيرد. كه پس از آشنا شدن با عرفان حلقه به بيشتر جواب سوالهايم رسيدم عرفاني كه تمام بزرگان ما به مانند حافظ و سعدي و خيام و مولوي و.... با آن آشنا بوده و در قرآن چه زيبا به آن پرداخته شده  در اينجا سعي ندارم بحثي علمي داشته باشيم . چرا كه در اين عرفان ابزارجايگاهي ندارد و دنياي بي ابزاري است. اما مقدماتا براي درك بهتر از شعور كيهاني و اين عرفان به ناچار به درسهاي دوره دبيرستان خود بازنگري خواهيم داشت . كه مي دانم براي دوستان فضيلت جويي چون شما كه به مانند من تشنه آگاهي از وجود و مقام والاي انساني خود هستند جالب خواهد بود وبه توانايي هايي كه خداوند دريكايك همه ما قرارداده آگاه ترشده و با نگاهي نو و خردمندانه به خلقت خداوند و اگر بفهميم كه مجازيم و هيچ نيستيم و همه حقيقت اوست . كه اين نگاه به عبادات آگاهانه مان عمق مي دهد در مقام يك بنده .لازمه درك عرفان حلقه  تسليم ورضاي خداوند است ونقش ما فقط شاهد بدون دخالت ازابزار عقل در كار خداوندي است با توجه به آنكه عشق و عقل با هم در تضاد نيستند بلكه عقل سليم پله اي است براي ارتقائ و منزلت در مقام عشق ! كه در اين منزل است  پرده ها كناررفته و ديدگان باز مي شود به تجليات خداوند.

توزچشم خويش پنهاني اگر پيدا شوي       درميان جان تو گنجي نهان آيد پديد

تاعلم وفضل بيني بي معرفت نشيني     يك نكته ات بگويم خودرا نبين كه رستي

واما همه كائنات در رقصند و همه مي دانيم رقص آهنگ مي خواهد وهرآهنگ سازی دارد و هرسازنوازنده ومطرب و اين برعارفان وشاعران و بزرگان اهل معرفت پوشيده نبوده كه متاسفانه سودجويان به خطا و جهل آنرا نادرست معني كرده اند. اما امروزه ما ميدانيم كه رقص همان حركت و جنبش و تمام ذرات عالم است با نوسانات و طول موجهايي با فركانسهاي متفاوت . وآهنگ : قوانين حاكم براين اين ارتعاشات به مانند قوانين نتهاي موسيقي ! ساز:  منابع انتشار موجها ويا همان هوشمندي است و مطرب و نوازنده همان به همنوا درآورنده يك سمفوني كامل از كائنات  خداوند يكتاست . و تنها حقيقت هست وهستي داراي وجود و بقيه مجازند . كه حتي مجازي بودن مخلوقات فقط در حقيقت وجود پروردگارظهورپيدا مي كند. انشاالله اگر توفيق باشد مفصلا با تطبيق و تفسيربا استفاده از فيزيك كوانتوم آنرا بررسي خواهيم نمود.

نديم و مطرب وساقي همه اوست               خيال آب و گل در ره بهانه

به روي ما زن از ساغر گلابي           كه خواب آلوده ايم اي بخت بيدار

چه ره بود اين كه زد در پرده مطرب    كه مي رقصند با هم مست و هشيار

 حافظ

  • Author: سعيد جوشقاني
  • Category:
  • Post time: 22:59
  • Comments:
دوشنبه ششم آبان 1387

سلام
فکر نمی کنی خيلی احساس بزرگی و برتری داری به ديگران. بيشتر با خودت کار کن شايد اين رو پيدا کردی . به به به ديگران هم زياد توجه نکن اينها آدم رو گمراه می کنه. اگه ديدی هيچ چيز ذهنت را به خودش مشغول نکرده و هيچ اعتراض و نظر مخالفی را ناراحت نمی شوی خوب ارزشمند هست اما فکر می کنم هنوز استاد گفتن ها و عارف دانستن و... يه جورايی قلقلکت می ده.

دوشنبه 6 آبان1387 ساعت: 6:14 توسط:بی نوا

***************************

دوستان گرامی کامنت فوق خصوصی بود چون واقعا به دلم نشست تماما آنرا با اجازه فرستنده آن عمومی می کنم چون آدرسی ندارد و ناشناس است

متشکرم به واژه هايتان فکرودرذهنم تکرار می کنم ووجه هاي خودرامي كاوم

بارها از دوستان خواهش کردم از اين القاب استفاده نکنند. اين لطف شماست  و واقعا برايم مهم نيست چون فکر می کنم رشدی که مورد انتظارم بود و هست خداوند برايم قرار داده و انشاالله اگر به خود فريبی و خود شيفته گی نيفتم به لطفش ادامه خواهم داد يکی از علت های دير آپ ديت کردنم شايد همين به قول شما کار کردن روی خودم باشد وهنوزدراين اقيانوس بي كران  به غوطه وری و شناوري  دريافتي ژرف تردست نيافته ام وشايد اشکالم در همين باشد كه شما فرموديد. و اگرروزي به اين برسم که اين وبلاگ هم مانع رشدم خواهد شد ديگر نمی نويسم و وقت زيادی که متحمل نوشتن و انتشار آن می شود صرف خودسازی خود خواهم کرد. باز هم از تذکر صادقانه شما نهايت تشکر را دارم و باز هم در انتظار نظرات شمای گرامی هستم و اين تذکر بجا را حلقه گوش گرده با اجازه و حلاليت از کامنت خصوصی در آورده و آنرا عمومی مي کنم . ارادتمند

جوشقانی 

  • Author: سعيد جوشقاني
  • Category:
  • Post time: 18:15
  • Comments: