تبليغاتX
:: . ::
شنبه بیستم مهر 1387

برخود لازم می دانم از تمام عزيزان ارجمند و سروران گرامي و اساتيد بزرگوارم كه تاكنون بهانه جويي هاي مرا در مقام شاگردي تحمل كرده و با كامنتهاي محبت آميز خود مرا راهنمايي نموده اند تشكر و قدرداني نمايم . پس ازنقد وبلاگ يك بهانه به بهانه هفته معلم اشكهاي محبت آميز شما و پيوند و اتصال به شهدا و رزمندگان در كليپهاي نمايش داده شده كار خودش را كرد.پستهاي پس ازآن از يك جوشش عجيب  دروني آغازشد وقتي پستها را مي نوشتم آنرا بارها مي خواندم اشكم نه  از سر غم از وجد سرازير مي شد . و آگاه بودم كه از من نيست و نمي دانستم به كجا خواهد رسيد . و عجيب تر آنكه سلسه وار يك هدف را دنبال مي كردند  با اينكه با مناسبتهاي تقويمي مي نوشتم ! با عنايت پرودگار وبها جوياني چون شما مرا در مسير و جريان سيال عرفان حلقه قرارداد و چون لذت درك آنرا پيدا كردم بر خود واجب دانستم آنرا با شما هميشه همراهان كه مرا به اين توفيق رسانديد به رسم شكرشريك باشم . نگاهي به چكيده و سيربدست آمده اين موهبت الهي مي اندازيم با مدل جلسات نقد هفتگي كه توضيحات همان سوالات شما عزيزان در اين مدت را تشكيل مي دهد و شرح من پاسخ به سوالات است . يك مطالعه اجمالي ما را سريعتر به سرمنزل مقصود مي رساند .  پس جلسه نقد را آغاز مي كنيم كه در ادامه مباحث عرفان حلقه صحبتهايمان به پستها و نوشته هاي قبل باز نگردد و اتلاف وقت از عزيزان نشود. دوستان گرامي اين سير منزل به منزل من بوده  واژه ها خيلي اهميت دارند. چون از اين پس با اين واژه ها بسيار سرو كار خواهيم داشت ودر صورت تمايل به مطالعه آن پست روي نام پستها  كليك كنيد.

 

اولين پست پس از جلسه نقد اين وبلاگ  بهاي رمي شيطان  است همه بر اين باوريم كه قبل از هر كاري بايد دور كنيم شيطان را ازخود و به خدا پناه ببريم. پيام اين پست  پيام عجيب امام خميني در مقام شاهد است كه فرمودند خرمشهر را خدا آزاد کرد. مطمئنا او دست خدا را ديده !  واژگان كليدي پست امامت حاضر و تو غايبي . دايره وجود . طواف سرگرداني . رمي شيطان  . سعي دل .  قرباني نفس .  بودن و نديدن است .

پست بعدي  بهاي انتظار است در اين پست خلقت موجودي بنام انتظار قبل ازخلق  تمام مخلوقات عالم است و اين نشان دهنده اهميت و بهاي اين نعمت است واژگان كليدي آن  يكتا بودن وديگر كسي نبودن است وحدت در كثرت و كثرت در وحدت . جاري شدن و سيال گشتن و عبور اين جريان از كل كائنات و تاثير گذاشتن در همه آنها و دعاي كائنات براي هوشيار شدن  و هوشيار ماندن انسان و انتظار و در خدمت بودن  كائنات براي رجعت قلب انسان به مقام خود .

پست بعدي  بهاي دل تنها  شهادت حضرت زهرا ( س ) است واژگان كليدي آن شب و غريبي كائنات . بهار مناجات . گوش عالم در شنيدن .  سكوت در مقام ادب و كليد گنج معرفت . امانتداري . چشمه جوشان محبت الهي و مقام درك.

پست بعدي  بهانه مهتاب  فكر و تاثير آن برانسان و جاذبه هاي زيباي  زندگي مهتاب بازتابش امواج فرابنفش خورشيد اما  از نظر هويت  بسيار متفاوت با جاذبه اي خيره كننده و دعوت به عشق و آرامش و تفكر و نقد و هدفمندي عشق . وصال در جدايي .

پست بعدي  بهانه قهوه اي  از نوع بهانه هاي روزمره كه رنگها و عطر وطعم متفاوتي دارند وما كه براي توجيه اعمال خود مي آوريم .وتبديل آنها به گوهر بها مانند بهاي گرانقدر وفاي به عهد ( كز عهده عهد اگر برون آيد مرد / از هر چه گمان بري فزون آيد مرد ) و نمونه زيباي آن در اين پست آمده  واژگان كليدي  رضايت . وصل . هجرت وارزش .  قول  وعهد . 

پست بعدي  بهانه خلقت  تولد حضرت زهرا ( س ) واژگان كليدي رويش و باروري خاك و افلاك

پست بعدي  هفت و هفتاد بهانه  به مناسبت هفت تير واژگان كليدي هفت و هفتاد بهانه اندازه گيري بهانه هايمان به نسبت يك به ده هفت  چشمه عشق . بصيرت . سرچشمه دل

پست بعدي  راز كيف بزرگ  ميزان و وزن غفلتها و نا آگاهي هاي  ما و رازهاي پنهان كه گاهي فكر مي كنيم همه بر ما آشكار است . غافل از آنكه آنچه بر ما آشكار مي شود ديگر يك راز نيست ! اما هر دركي را اهلي مي خواهد و پرده دار نامحرم از محرم جدا نگه مي دارد.

وسرانجام  ماه و مترسك  داستان زندگي جديد من شروع مي شود. اول ماه رجب ! كه پرده دار عيد فطر را در اين روز نشانم داد ! و وحشتي كه سراسر وجودم را گرفت !  ندايي گفت خواندي اجابت شدی ! حال خود دانی به انتخاب واختيار از روي پله عقل و يا انتخاب در پله عشق ومنتها بي اختيار ! كه در اين جايگاه  بايد به مقام رضا باشي و فقط شاهد كه من چه مي كنم . ! قنوت گرفتم ! ... وان تدخلنی فی کل خير. وان تخرجني من كل سوئ اخرجت محمد وآل محمد ...اين بود كه نمازشکر عيد را در اول ماه رجب خواندم ! و گفتم الهي رضا به رضائك !۹۰ روز در جوشش و غليان حس و احساسي غريب تفكربه ماه زيبايي كه تبسم به لبم مي آورد. هوشياري در مستي توجه به عالم زيباي خداوند. رسيدن به حقيقت پوشالي بودن خود. شرم از رفتار گذشته ودريافت فاصله بين خود تهي و منزلت رفيع همدمم  شروع توبه و استغاثه اشكهايي بين خوف و رجا كه پرده غفلت  را مي شست و حقايق آشكار تر  و محرم شدم به مشاهده ! ولي شرط اول به لب فرو بستن چيزي نگفتن ! وصبوري كردن و درمقام توكل شاهد به رضاي او نه اراده خود سخت ترين تصميم براي اينكه در حلقه معرفت يار بماني و يا خارج شوي خود هرچه خواهي كني ! آزموني بسيار سخت ! شما بوديد چه مي كرديد ؟ محض توكل كني !؟ يا از اختيارخود استفاده كني ؟ دهان دوختم و دل به رضاي او سپردم ! وشاهد بمانم و اين مقام هم مراتبي دارد متناسب با ظرفيتهايي كه در خود ايجاد كرده اي  ! كه شهيد شاهد است ! و زينب افضل الشاهده. فرق است بين ديدن و مشاهده ! چشمها را بايد شست به آب معرفت ! واينگونه اول ماه رجب برايم عيد فطر شد.

پست بعد  جام وجود  دراين زمان به گم گشتگي ام در وجود كائنات رسيدم . وقتي به ناچيزي خود پي مي بري ! فرق بين صورت و سيرت و رسيدن به آنكه مي توانم به اندازه كائنات وجود پيدا كنم و جاري شوم در بيكران خلقت ( يكي قطره آبي ز ابري چكيد / خجل گشت آن پهنه دريا بديد .... !  وقت نبود سريعا بايد قراري با خدا مي گذاشتم براي اسكن SCAN  تا براي مسكن گزيدن در منزل يار از براي تيمار!

پست بعد  سفر معكوس  واژگان كليدي زماني براي قرار!  ( قرارمون ساعت عشق ) زمان قرار بي هويت وبي وجودي ! با يك وجود ! در زمان بي زماني ! آرام و  قرار گرفتم در سفينه وجود. لرزشهاي متوالي بي نيازي از توانايي هاي خود و كنار گذاشتن خود و خواستها ودرك حضور هميشه حاضر و فقط شاهد باشي كه با تو چه ها خواهد كرد . سير در وجود گرانش و جاذبه  سياهچاله اي در درون سرعت بي زماني و بي مكاني سيال و جاري خوابي در بيداري . مستي در هشياري . واقعيت و مجاز وقتي صداي سبحان الله  نمازي كه برايت مي خوانند مي شنوي تويي و وقت  ترك تو از سكون! از اسكن ! از مسكن يار فراغ  از اعتكاف و گريان و شاهد  غفلت و روزمرگي عزيزانت !  كه در پله  شبه عقل به ريسمان زندگي چنگ زده . قرارها و قولها وعده هايي كه به خالقم داده ام  . و آگاهي از عرياني حقيقت .

پست بعد  آسياب عقل  مرور دوباره خود پيدا كردن اندازه هاي خود واقعي واژه هاي كليدي حجم .  تابع فاصله . ابعاد من . ابعاد تو . ابعاد جهان خلقت .  نسبت . نقطه . سمت و حركت . از اويي به سوي اويي . جريان يافتن او در ما .  اندازه جريان يابي  و آگاهي از آنكه ارزش هر چيز به اندازه اي مي شود كه از آن فاصله گرفته اي ! هر چه دورتر ! كم ارزش تر! چرا كه اين قانون جاذبه است ! و حاكم بر ماده ! اما روح تو كه ماده نيست ! با آن چه خواهي كرد ؟  تويي كه از خدا اينقدر فاصله گرفتي خداوند همان اندازه برايت ارزش دارد. دوري جستن ازقضاوت و هر گونه پيش داوري شناخت آسيبها و درك واقعي ! وقتي دست از اندازه گيري ومقايسه وقضاوت در مورد تصميمات و رفتارهاي ديگران برمي داري ديگر به انگيزهاي انتخاب روشهايشان و نظام ارزشهاي فكري و رفتاري آنها نمي پردازي . وگرنه دائما بايد به جستجوي چرايي و انگيزه ديگران باشي و در اين آسياب بريزي كه حاصلي نخواهد داشت . در اين منزل بايد ياد بگيري به تصميمات ديگران احترام بگذاري و افراد هرچه عزيزترند تصميماتشان هم بايد برايت عزيز باشند .اندازه گيري و قياس به شبه عقل ونا آگاهي از جايگاه صحيح عقل به جاي مجازي آن كه شيطان هميشه تصميمات مارا عقلاني نشان مي دهد .  و غافل از آنكه اگر كارهايمان عقلاني است چرا هميشه در مشكلات دست و پا مي زنيم ! و هميشه اشتباهي را با اشتباه ديگر مي خواهيم جبران كنيم و غفلتي ديگر در غفلت و زايش غفلتها از مادر غفلت يعني شبه عقل ! عقلي كه جنود شيطان تمام يا بخشي از آن را مسخر كرده اند ! مسلما نتيجه اي جز رفتار شيطاني نخواهد داشت .

پست بعد  باور يك ياور  باور خدا و فقط او را موجود دانستن واژه هاي كليدي . هشداري دروني از خودخواهي. غيبت . وآموختن آنكه عشق نفرت نمي آورد. در اين منزل همه را بايد دوست داشته باشي  عاشقي ؟ يا  بخاطر آنكه هنوز خود را مي خواهيم و خواسته هاي خود را در آن جستجو مي كنيم ؟ و غفلت حضور قلبم در جريان وجود يار كه منجي واقعي خداست و وجود وقرار به ظهور حجتش(عج) دليل وجود اوو آگاهي كه همه خود را منتظر مي دانيم اما منتظراني كه يكديگر را نمي توانند تحمل كنند !

پست بعدي  بهاي رجعت  درست خواندن  تا اجابت شدن ! هميشه تشخيص اصل از بدل براي انسان مشكل بوده و دليل به وجودآمدن بدل !  وجودي به نام اصل است. و كار شيطان اصل نشان دادن بدليات است حتي در توكل ! اين نكته بسيار نازك است كه حتي عالمان ديني و عرفا را هم گمراه كرده كه توسلهاي اصل در اين پست اشاره شده و محك زدن توكلمان با سنگ محكهايي چون هاجر . يوكابد . مريم ( س) و فاطمه ( س)  ربابه و زينب ( س) و واژگان كليدي نحوه خواندن . ابراز عشق  . غفلتها . نفس . اسارت.  نا تواني  در خواندن و نياموختن .  خواندن ومحرم شدن . بد خواندن و نامحرم شدن . درك حضور. و خواندني براي خود.

پست بعدي  زنگ نقاشي  هميشه تصويري از آينده تجسم مي كنيم و با سليقه خود آن رنگ مي زنيم وسعي در بهتر جلوه دادن و نماياندن آن به ديگران شده و محو تماشاي آن در ذهن مي شويم و هميشه چيزهايي را مي كشيم كه در اطرافمان وجود دارند و آنها را ديده ايم وباور داشتن و بدست آوردنش برايمان  ارزش مي شود  و غافل از آنكه ديگران هم همين تصوير ها را سالها به قيمت صرف و اسراف تمام نعمتهاي خدا كشيده  و در بوم زندگي خود غرق شده اندو غافل از نقش واقعي خود . يك كپي  پيست   COPY PASTE  دائمي و تكراري شده ايم ! بايد به دنبال رنگهاي واقعي بود و با شناخت خود پيكره خود را بر بوم وجود واقعي نه خيال !  نقاشي با رنگ خدايي كرد . كه اينچنين اثر و تابلويي در روز محشر به قيمت گذاري خريدار مي رسد.  به مانند معلم نقاشي  كودكان كه تمام نقشها را نمره بيست مي دهد. چرا كه كودكان نقشهاي واقعي مي كشند . هنوزبا كپي كردن آشنا نيستند . هنوز چشمهاي آنان چيزهايي مي بيند كه ما از دريافت آن عاجزشده ايم .  واژگان كليدي . حضور يك استاد فرزانه پير و مرشد واقعي و راه بلد  لازمه شناخت و آگاهي است و نور شناخت و معرفت باعث باز شدن يخهاي منجمد شناختمان شده ومانند آب هوشمندانه  روان و جاري مي شود. كه در روان شدنش حيات مي يابيم و حيات مي بخشيم  كه غفلت در عصرو دوران زندگي  خود به مانند عصر يخبندان فقط فسيلهايي به مانند ماموت هاي يخي از ما به جا خواهد ماند.

پست بعدي  دستها و كاسه ها   كاسه سمبل ظرف است و هر كاسه اي ظرفيتي دارد . ظرفيت و ظرفيت سازي و هوشياري درغرق نشدن ! و غفلت از ظرفيت انگاري سهم در جريان يابي و درك حضور شعور كائنات و باور اينكه درمان ما دردست ماست با حضور او! وباور نيازمند بودن به همه موجودات خداوند درجهت رشد و تعالي ورسيدن به اينكه ما هميشه  نيازمند كمك به ديگران هستيم . نه نيازمندان محتاج كمك ما اين اصولي است كه به آن باورهاي وارانه در دنياي وارانه مي گويند. به مانند آنكه مي گوئيم حلقه را در دست مي كنيم ولي واقعيت آنست كه دست را در حلقه مي بريم . كه باور صحيحي از آن دنياي جديدي را روي ما مي گشايد. 

پست بعدي  خشت و آسياب  يا همان آسياب عقل كه ما عقل را درنيافته ايم و فكر مي كنيم عاقلانه بندگي مي كنيم خشت ناپخته آدمي در آسياب عقل به خاكي كه قبل از آفرينشش بوده تبديل خواهد شد. اينچنين هويتي با اعتماد به شبه عقل جايگاهش در زمين است و با آسمان نمي رود . واژگان كليدي عنصر وجود. بي شكلي. قالب پذيري. دژي محافظ . روح و وديعت اختيار و انتخاب صبوري سختي و تحملي  با ارزش و تحملي بي ارزش . تطابق و مغاير افول

پست بعدي  بهانه قو  باز هم آزموني  و درسي ديگراز نوع فراق خداوند رحمتش كند . و عجيبتر آنكه  در ميان پرندگان قو را دوست داشت . بهانه هاي پي در پي از براي ديدار با من در دوماه قبل از فوت ايشان بارها به ديدنم آمد براي كاري كه بسيار عجله داشت تا به انتها برساند. متفاوت تر از هميشه ساكت بسيار سر به زير.  همراهي بسيار نازنين براي تمام دوستانش  واژگان كليدي موج  . شيدايي . عاشقي

پست بعدي   مهر رمضان  قياس به عقل و اندازه گيري ارزشها و معادل و مساوي ونامساوي و بدست آوردن مقدار بدون در نظر گرفتن نوع محصول و كيفيت واژه گان كليدي  جمع تفريق. توجه به مقدار حاصل نه محصول . گمراهي مشابه نه اصل و هم ارز قرار دادن واژه ها كه ما را از استنباط حقيقي دور مي كند قدر .ارزش . فرض . منفي و مثبت  . امتداد . سير  . معرفت . درك . در محاسبه ديگران قرار گرفتن .اعتماد به ارزش گذاري و محاسبات ديگران . فضيلت و كيفيت.

پست بعدي  تيغ و خورشيد   جوششي بسيار عجيب ! كه پس از درك آن در ليالي قدر سجده شكر واجب شد . از سوار شدن شعور بر روي تيغ !  با ديدن يك تيغ احساس نا خوشايند و منفي اش بر ما  منتقل مي شود. اين همان شعور سوارشده بر اجسام مي باشد . چرا كه تيغ بايد ببرد .و شعور بريدن به آن داده شده ! تمام ذرات داري شعورند ( ما سميعيم و بصيريم و هشيم / با شما نا محرمان ما خامشيم ) و درك آن بسيار مهم است كه علم فيزيك كوانتوم آنرا به خوبي تفسير كرده و اين به ظاهر متافيزيك را تعريف و به فيزيك در آورده كه در عرفان حلقه بسيار زيبا تشريح مي شود شعور اين تيغ حتي اثر بوسه حضرت زهرا( س) را از گلوي حسين(ع ) پس از سالها تشخيص مي دهد. به خدا پناه مي برم از اين درك و خدا كند توبيخ نشوم از ابراز آن كه اگر نشدم آنرا ادامه خواهم داد . اي امان از جهل كه چه زيبا ياد آوري كرد استاد گرامي ام ديروز در كلاس : از حضرت عيسي (ع) كه ديدند روزي فرار مي كرد. پرسيدند ازچه فرار مي كني تويي كه از گل پرنده مي سازي بر آن مي دمي روح مي كيرد و پرواز مي كند ويا بر مرده مي دمي و زنده مي شود و...  فرمود از جاهل مي گريزم كه به جهلش گرفتار نشوم .واژه گان كليدي .عشق .  كين  . جهل . درك .  غرور .  خودخواهي . خود فريبي. خود برتر انگاري . اقرار به جهل . خالص شدن . 

پست آخر  بهای فطره   مرگ عزيزان هشداري است براي ما زنده ها كه هميشه فكر مي كنيم براي استغفار و حلاليت طلبيدن فرصت داريم هرچه خواستيم كرده ايم و خود را در خيال حجاب عقل فريفته ايم غافل از آنكه  عملي  كه روزي آشكار شود حجاب نيست چرا كه او ستار است . و چيزي به پشيماني و مصيبت ختم شود عقل نيست ! امان از خود فريبي ! هنوز كه زنده ام دستم خالي است و دنبال دست گير چه رسد كه زير خاك ! به قبرستان برويد و مشاهده كنيد ! نه نگاه كنيد ! سنگهاي شكسته با تاريخ كهنه رويش نوشته شده عزيز از دست رفته.... اما دريغ از مرمت آن ويا آبي و دعايي ! يك لحظه به خود فكر كن ! در اين پست گفته شده به چيزي كه يقين كردي بر تو به مانند نماز فريضه مي شود . آيا چيزي كه بر من فريضه شده و شكرش واجب مي توانم انجام ندهم ؟ به لطف و دعاي بزرگواراني چون شما اين حقايق بر من روشن شده و زكات آن در انتشار آن است خود اختيار كنيد نه به شبه عقل بلکه با اصل عقل تدبر كنيد كه اگر تدبر كرديم به عشق مي رسيم اگر به غير آن رسيدم بدان عقل نكرده ايم . سعي بر آن دارم با بررسي فيزيكي چيزي كه بر ما قابل درك است شعور حاكم بر وجود مان  و شعور جاري كائنات رادريابيم . اصراربرای تحميل آن  نيست و پذيرفتنش اختيار شماست . چرا كه سلسله موي دوست حلقه دام بلاست . هركه در اين حلقه نيست فارغ از اين ماجراست . و اين مطالب به كار خارج اين ماجرا نمي آيد . خود من تا هفته قبل نمی دانستم كه به لطف پروردگارمدتي است  دراين حلقه دعوت و گرفتار شده ام و نام عرفان حلقه را نشنيده بودم عرفان حلقه به تمام وجود عمق مي دهد.  از پست آينده با توکل به خدا  وارد اولين حلقه خواهيم شد.

جوشقاني

  • Author: سعيد جوشقاني
  • Category:
  • Post time: 22:40
  • Comments:
یکشنبه چهاردهم مهر 1387

جريان پيدا کردن و شناور شدن در شعور کيهانی ودرک خلقتي حلقه در حلقه ودائما در تناوب و ارتعاش وحضور در يكي از دوپله زندگي يعنی عقل  وعشق !  وانتخاب بين اختيارو تصرف درعقل ! و يا تسليم و رضا و حضوروشاهد در مقام عشق ! ورسيدن به كمال آگاهي ازعدمي در وجود! و وجودي در عدم ! وحشتي است كه نمي دانم حقيقي است يا مجازي يا حقيقتي در مجازسرا سر وجودم را كه هنوز نمي دانم وجود دارد يا خيرگرفته ! وچقدر مفاهيم برايم تغييروانديشه ام را تسخير كرده از كودكي ام كه زمان و اندازه آنرا نمي دانم زمان هم غايب از وجود و هويت ! تشنه چشمه اي بودم كه به لطف خداوند كه تنها وجودي كه موجود است پيدا كرده ام . ومدتي است نا خود آگاه با لطف صاحب انديشه در حلقه وجودي اش قرار گرفته و به آستانه درك ابعادي اش رسيده ! و وحدت در كثرت  و كثرت در وحدت را برايم هويت بخشيده ! خداوندا از تو سپاسگزارم و چقدرشكل بي شكلت برايم  تغيير كرده سجده اي نو!  درمقام  بندگي ات مي كنم تا فرمان اسجدوا  دوباره تورا بشنوم كه مرا جاري كرده اي در بيكران ذرات باشعور كه سكون شايسته حال  مقام خليفه الهي نيست.

مرحله حياتي ام : انتخاب بين بدست گرفتن خط كشي براي اندازه گيري و توصيف و توضيح  معيارها !  ويا خط كشيدن بر همه معيارهايي كه تاكنون آموخته ام ! باور داشته و ياد داده ام . 

عزيز همراه : اين چكيده و سيری است  از پستهاي چند ماهه اخير يك بهانه ! از اينكه حوصله كرديد و اين پست را مي خوانيد نظرا تتان برايم صائب و راهگشا خواهد بود. كه در صورت ارسال نظر ورژن و نسل جديد پستها را درآينده  خواهيم داشت و در لذت درك وآگاهي در حوزه حلقه با شعور كيهاني شريك خواهيم بود. در غير اين صورت به مدل وموضوعات نوشتاري قبل باز خواهيم گشت. انتخاب با شماست ! و حقی است مسلم ! که بهانه هاي من در مقام غاصب حق ندارد  گوهر وجود و انديشه پربهاي شمارا غصب كند.

 نظر يادت نره

جوشقاني  

  • Author: سعيد جوشقاني
  • Category:
  • Post time: 1:6
  • Comments:
دوشنبه هشتم مهر 1387

روزفغان و عزاي من روزي است كه : دستهاي خالي ام از سينه خاك بيرون مانده و به جستجوی دستگير و دعايي !

زکات در مورد چيزهائی وضع شده که انسان  آنها را با کمک طبيعت به وجود می‌آورد. يعنی انسان به نسبت کار کمی انجام می‌دهد و طبيعت کار بيشتر را ! و محصول مفت و رايگان در اختيار انسان مي گيرد. به مانند گندم كه درفرآيند توليد آن سهم طبيعت بي نهايت بيشتر از سهم تلاش انسان است. ابر وباد مه و خورشيد وفلك دركارند تا تو ناني به كف آري و به غقلت نخوري ! 

باز در انديشه ام كه چرا بايد  زكات فطره پرداخت كنم ! زكات براي عبادت ؟

چه را كه انسان به نسبت تلاش در عبوديتي  كه درماههاي پر بركتي چون  رمضان انجام داده !  محصول بدست آمده فقط از آن خودش نيست ! بلكه اين محصول در مزرعه پهناورلطف خداوند به كشت نشسته كه از درك و قدر آن هم عاجزاست .

محاسبه مي كنم خود را در اين ماه سحري ام همان صبحانه ام بوده و افطاری همان شام ! پس ۳۰ وعده ناهار نخورده ام ! آنوقت در برابر ۳۰ وعده غذا نخوردن بايد فقط يك وعده زكات بدهم ؟ !

خدايا شرم دارم از اين همه لطف و عنايتت ! و شيعه علي باشم ! او كه هر شب زكات فطره عبادات هر روز خود و حتي سهم غذايش را با ذكر نام تو در دهان ايتام مي گذاشت ! از امسال مصمم هستم ۳۰ وعده غذا را فطريه خود كنم !

 چرا كه به گران دريافته ام : وقتي نعمتی را درك مي كني بر تو فريضه می شود به مانند نماز! و انجامش برتو واجب خواهد شد.که اگر نکنی در نعمت درک بسته خواهد شد.

خدايا در اين عيد توفيق درك بندگي ات را عطا فرما كه مي دانم كه ازبندگي ات عاجزم !

اين عيد سعيد عيد بندگي بر همه شما عزيزان مبارك احرام به لباس دل مي بنديم و منتظررويت هلال ماه شوال كه دلت مصفا شود به انتظار رويت زيبايي هلال جمال روي  حجت خدا انشاالله

با قنوتي اشكبار كه هرعيد فطر روحم را از تنم مي شويد و غسل مي دهد ودفن و جدا مي كند و رمضان را قبض از روحم كه دراين قنوت مي گريم و دستهايم  به مانند دستهاي بيرون آمده از خاك بلند به طرف آسمان و جستجو و طلب مي كند رمضان ديگري را از براي استغفارواعتكافي و دعايي !

خدايا ! فرصتي دارم ؟  مي توانم توفيق حضور در ضيافت رمضان ديگرت باشم؟

 الهم اهل الكبريا والعظمه و اهل الجود والجبروت ....

جوشقاني

  • Author: سعيد جوشقاني
  • Category:
  • Post time: 21:8
  • Comments: