
خاطره يك عروس خانوم :
مادر م راضي به اين وصلت نبود . به او گفت:
خدمتگزار هر روز صبح قهوه دخترم را در تختخواب برايش مي برد.
مصطفي خنديد و گفت قول مي دهم هر روز صبح چشمش را كه از خواب باز كرد قهوه اش كنارتختش حاضر باشد.
آري! شهيد مصطفي چمران تا زنده بود
حتي در روزگاران سختي هجرتها و جنگها پاي قولش ايستاد.
يادم باشد : مردان بزرگ هيچ قولي را كوچك نمي شمارند.
جوشقاني
- Author: سعيد جوشقاني
- Category:
- Post time: 23:24
- Comments:


