پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386
عيد أمد و خود را نتكانديم !
دلي غبار زده و تارهايي عنكبوتي كه هر بند أن به بندي از اين دنيا بند است كه هر بار يكي از أنها تكان مي خورد مرا به شكاري كه در دام نفسا نياتم افتاده به سوي خود مي خواند.
خداوندا ! مرا از هفت سين سوء عمل و سوء فعلم وسوء . . . . . برهان ! و دلم را در هفت أب كوثرت بشوي از كينه ها و روي بند بنده هاي صالحت در زير تابش خورشيد درخشان الطافت تطهير نما ! يا لطيف ! كمك كن تا لطا فت بهار جمالت را از بهار زمينت درك نمايم كه وقتي روحت را دوباره به زمين مرده مي دمي و زنده مي كني قيامت دوباره تو را شاهد باشم .
حول حالتا الي احسن الحال
اين عيد بر همه زمينيان مبارك
- Author: سعيد جوشقاني
- Category:
- Post time: 0:50
- Comments:

