آن مرد در باران آمد.
باران تيرها و نيزه ها !
باراني از خون ! از گلوي ابر ي نوبهار!
آن اسب آمد !
آن اسب بي سوار آمد. آن اسب خيس بود ! از آب مشك ها !
آن مرد ! يكه و تشنه ! خسته وتنها !
گرگها و خيمه ها !
دختري كوچك ! با نگاهي غمين ! به آ ن مرد بي رمق ! و سوا لي بر لب ! يا
ابي !؟ يا ابي !؟
آن اسب آمد ! نا مرد آمد ! با تيغي از كين ! تا زود بگيرد !انتقامي بزرگ
از دختري صغير!
آن زن آمد ! شير زن آمد! بر تن آن مرد . يا اخي !؟ يا اخي !؟
دخترك در خرابه تنهاست ! امشب با پدر گفتگو يي عاشقانه دارد !
يك دنيا قصه ! به! كه ! چه زيباست !
نوازشگري كوچك ! و سري در بغل ! به ! چه آرامشي ! رهيدن از بلا !
اوست مي داند ! كه غبار خستگي از پدر بگيرد ! آن سر ! بر آن زانو آرام
مي گيرد ! دستهايي كوچك ! اما ! كليد گنجهايي بزرگ!
من نمي دانم ! شايد بداني ! نوبت قصه امشب ! با دختر! يا پدر !
اما ! مي دانم !
آن مرد مي آيد . با اسب مي تازد . در باراني از نور ! بر سپاه جهل ها ا
اوست مي داند .سروش مي خواند ! او خواهد گفت راز قصه شب !
چه يلدايي است امشب ! چه غوغايي است امشب !
جوشقاني
- Author: سعيد جوشقاني
- Category:
- Post time: 19:32
- Comments:


مدت قيام امام حسين(عليه السلام)از روز امتناع از بيعت با يزيد تا روز عاشورا 175 روز طول كشيد: 12 روز در مدينه، 4 ماه و 10 روز در مكه، 23 روز بين راه مكه تا كربلا 

